X
تبلیغات
رایتل

























پرواز را بخاطر بسپار

عرفانی-اجتماعی


هوالمحبوب


فرهاد در پی حادثه لیلی



حادثه لیلی چیست؟ مگر نه آن که همه تلاش فرهاد برای درک لیلی بود واین تمام داستان عشق است؟ مگر نه آن که لیلی بهانه ای بود تا فرهاد خودش را بفهمد وازخود به خدا برسد وعشق شد شنیدن لا لا یی خدا وآرام شدن ونه دویدن وعرق ریختن برای دو تا برج توی جردن که به اسکله های هرمزگان اضافه شود!!

کدام مان واقعیت فرهادیم و کدام فرهاد نما ؟ آیا تابحال به این فکر کرده ایم ویا بجز معامله با همه حتا با فرزند هیچ چیز دیگر نیست که ما را قانع کند.

حالا ماه رمضان رسیده و همه مدعی فرهاد بودن هستیم ! همان که تمام صبح وشامش، تمام شب تا صبحش دویدن وکندن دل خود برای دیدن خودش بود و ما می کوشیم تا مبادا از قافله پول عقب نمانیم که آن وقت معصیت .....

دلم پر می کشد برای صدای ربنا آنهم نه ربنای مدل 89 که همان صدای شجریان که با اولین ربنا دل آدمی را می برد تا حریم خدا و آن وقت بود که من وما خدا را در کنار خود لمس می کردیم و حالا... عبادت هم سیاسی شده برادر؛ خدا پرستی هم جناحی ست همشیره.

شب های آفتابی را با چه پر می کنیم و دل در گرو چه داده ایم که این طور بی حالیم؟

بیا با خود دوباره آشتی کنیم و همین حالا صدای علی را ازآن چاه کوفه بشنویم که این کار سختی نیست، سرود مهر رابخوانیم نه آن عرعر گوش خراش که دیگر برای کودکان هم جاذبه ندارد. حافظ وسعدی و شاهنامه و مثنوی و...چندتای دیگه را بگویم که برای این شب ها حرف ناخوانده دارد....

من ارچه عاشقم و رند و مست و نامه سیاه

هــزار شــکر کــه یاران شــهر بــی گــنهــند 

 

 

برگرفته از وبلاگ دوست عزیزمان نوید صالحی (فرهاد در پی حادثه لیلی )  

 

پی نوشت : همخوانی نوای وب با متن

 

نوشته شده در دوشنبه 25 مرداد‌ماه سال 1389ساعت 03:23 ق.ظ توسط مهتاب نظرات (14)


Design By : Pichak