X
تبلیغات
رایتل

























پرواز را بخاطر بسپار

عرفانی-اجتماعی

 

هوالمحبوب  

 

 

 

 

"حسین منزوی" غزلسرای معاصر در 1مهرماه 1325 در زنجان متولد و  

 

پس از سال ها تلاش در عرصه ادبیات به خصوص شعر ، 16 اردیبهشت  

 

ماه 1383 در تهران درگذشت و در زادگاهش به خاک سپرده شد.

 

حسین منزوی با مجموعه «حنجره زخمی غزل» به جامعه ادبی معرفی  

 

شد و گل کرد. محمدعلی بهمنی غزلسرای نامی معاصر می گوید: «اگر  

 

بخواهیم غزل بعد از نیما را بررسی کنیم باید بگوئیم که هوشنگ ابتهاج  

 

(ه.ا.سایه) گویی در غزل پلی می زند و منوچهر نیستانی از این پل عبور  

 

می کند و ادامه دهنده این راه حسین منزوی است که طیف وسیعی را به  

 

دنبال خود می کشد.»

 

منوچهر آتشی شاعر برجسته معاصر نیز می گوید: منزوی به نوعی  

 

بنیانگذار شیوه دیگری از تغزل بود.حسین منزوی در طی چندین دهه  

 

فعالیت ادبی «حنجره زخمی غزل»، «صفرخان»، «با عشق در حوالی  

 

فاجعه»، «ترمه و تغزل»، «به همین سادگی»، «با عشق تاب می  

 

آورم» (مجموعه شعرهای نیمایی)، «از شوکران و شکر»، «با سیاوش  

 

ازآتش»، «از کهربا و کافور»، «از خاموشی و فراموشی»، «این ترک پ 

 

پارسی گوی» (بررسی شعر شهریار) و حیدر بابا (ترجمه منظومه حیدر  

 

بابای شهریار) را منتشر کرد.

 

حسین منزوی که غزلیاتش چه از نظر فرم و چه به لحاظ معنا و زبان  

 

تعداد بسیاری از شاعران را تحت سیطره خود داشت دهه 50 را دهه  

 

حضور یک نسل تازه تر از شعر معاصر می دانست و در این باره گفته  

 

بود: «این دهه در حقیقت، می توان گفت که متعلق به هم نسلان من  

 

است، یعنی اگر ما نسل نیما را نسل اول شعر معاصر بدانیم، نسل اخوان  

 

وشاملو را نسل دوم، نسل فروغ، آتشی، رویایی و فرخ تمیمی را نسل  

 

چهارم، یک نیم نسل هم بین این دو می آید که البته تفاوت زیادی با هم  

 

ندارند. یعنی شاعرانی همچون سیروس مشفقی، سیاوش مطهری و اصغر  

 

واقدی. بعد می رسیم به نسل ما، یعنی نسل شاعرانی که بعد از جنگ  

 

جهانی دوم متولد شدند، آن هم با ویژگی های خاص تاریخی خود ولی این  

 

نسل، نسلی است که دوباره زبانش را به طرف نوعی لیبرالیسم با نوعی  

 

زبان غنایی می چرخاند و دوباره حتی اگر مرثیه می سراید یا حماسه می  

 

آفریند از امید هم می گوید.»

 

منزوی علاوه بر غزل، تعداد زیادی ترانه دارد او دو کاست را با علیرضا  

 

افتخاری منتشر کرده بود. یکی از مشهورترین ترانه های او ترانه ای  

 

است که با صدای محمد نوری ماندگار شده است. 

 

 

محمد علی بهمنی شاعر گفت:اگر برای غزل امروز قله ای فرض کنیم  

 

،حسین منزوی در راس این قله ایستاده است.تمام هستی غزل منزوی  

 

عشق است.عشقی که منزوی از آن حرف می زند ، با تعبیری که از  

 

عشق وجود دارد ، متفاوت است. غزل منزوی همانند خودش عاشقی کرده 

 

 

به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایت
 

دلی که کرده هوای کرشمه‌های صدایت
 

نه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیز
 

که آورد دلم ای دوست! تاب وسوسه‌هایت
 

ترا ز جرگه‌ی انبوه خاطرات قدیمی
 

برون کشیده‌ام و دل نهاده‌ام به صفایت
 

تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست
 

نمی‌کنم اگر ای دوست، سهل و زود ، رهایت
 

گره به کار من افتاده است از غم غربت
 

کجاست چابکی دست‌های عقده‌گشایت؟
 

به کبر شعر مَبینم که تکیه داده به افلاک
 

به خاکساری دل بین که سر نهاده به پایت
 

"دلم گرفته برایت" زبان ساده‌ی عشق است
 

سلیس و ساده بگویم: دلم گرفته برایت!  

 

 

 

 

چه سرنوشت غم‌انگیزی، که کرم کوچک ابریشم
 
تمام عمر قفس می‌بافت، ولی به فکر پریدن بود

 

این روزها شش سال از انزوای ابدی شاعر همیشه منزوی روزگار ما می  

 

گذرد و ما هنوز هم در حال بافتن قفس هستیم تا روزی پرواز کنیم … 

 

 

بعد نوشت- 

استاد شجریان هفتاد ساله شد


 

پاینده باشی و برقرار خسرو همیشگی آواز ایران زمین

نوشته شده در پنج‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1389ساعت 06:53 ب.ظ توسط مهتاب نظرات (46)


Design By : Pichak